٠•●✿وبلاگ یک دوست✿●•٠
ساحل دلت را به خدا بسپار ، خودش قشنگ ترین قایق را برایت می فرستد 
نويسندگان

مردی زیر باران از دهکده کوچکی می گذشت . خانه ای دید که داشت می سوخت و مردی را دید که وسط شعله ها در اتاق نشیمن نشسته بود

مسافر فریاد زد : هی،خانه ات آتش گرفته است! مرد جواب داد : میدانم

مسافر گفت:پس چرا بیرون نمی آیی؟

مرد گفت:آخر بیرون باران می آید . مادرم همیشه می گفت اگر زیر باران بروی ، سینه پهلو میکنی

زائوچی در مورد این داستان می گوید :

خردمند کسی است که وقتی مجبور شود بتواند موقعیتش را ترک کند

[ جمعه ۱٤ امرداد ۱۳٩٠ ] [ ۳:٠۳ ‎ق.ظ ] [ یک دوست ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

خداوندا، خداوندا !!! قرارم باش و یارم باش ... جهان تاریکی محض است !!! می‌ترسم ، کنارم باش ...
امکانات وب
RSS Feed